مناجات ماه رمضانی با خداوند و روضۀ سیدالشهدا
رسید عـطر منـاجـات و گَـردِ غم رفته به شوق بـخـشـش یـارم چنین دلم رفته یـقـین که اشک پـشیـمانیاش زیاد شود هر آن کسی که به قربان دوست کم رفته امان از این لبِ از فیض توبه جا مانده امان از این دلِ در خواب دم به دم رفته: خدا که هست! چرا رفته در پی خلقـش صمد که هست! چرا در پی صنم رفته گـنـاه کـردهام و قـلـب من شده تـاریک گــنـاه کـردهام و نـور صـورتـم رفـتــه نـظـیـر مـاه مـبـارک کـجـا کـنـم پـیـدا! درنگ اگر کـنم این وقت مـغـتـنم رفته زمـان پـاک شـدن شد، تـمـامی اسـبـاب برای تـوبه مـهـیـاست، روی هم رفـته! حسین گـفـتم و راهم دوباره شد هموار بس است هر چه دلم بین پیچ و خم رفته دوباره با منِ هجرانزده چه همدرد است هر عاشقی که شب جمعهای حرم رفته |